أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
8
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
خداى با پس پشت انداختيم فردا پيش خداى تعالى چه حجّت آوريم . . ؟ ! فصل در معنى تفسير و تأويل بدانكه تفسير را از تفسره گرفتهاند و آن آب بيمار بود كه بر طبيب عرضه كنند ؛ تا بدان بعلّت بيمار راه يابد و به نظر كردن در آن كشف حال بيمار كند ، مفسر كشف كند از شأن آيت و قصّه و معنى و سبب نزول ، و گفتهاند كه : از مقلوب « سفر » است و آن كشف بود ، و تأويل صرف آيت بود با معنئى كه محتمل باشد آن را موافق ادلّه و قرائن ؛ و اصل او از « اول » است و آن رجوع باشد ، و فرق ميان اين و آن آنست كه تفسير علم سبب نزول باشد و علم بمراد خداى تعالى از آن لفظ ؛ و تعاطى آن نتوان كرد الّا از سماع و اخبار و آثار ، و تأويل چون كسى عالم باشد بلغت عرب و علم - اصول را متقن باشد او را بود كه حمل كند آيت را بر محتملات لغت ؛ چون قدح « 1 » نخواهد كردن در اصول ، و قطع نكند بمراد خداى تعالى الّا بدليل . فصل در استعاذت بدانكه از جملهء حقوق و اوامر خداى تعالى ما را در حقّ قرآن يكى آن است كه گفت : چون قرآن خواهى خواندن استعاذت بخداى كن . فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ ؛ و اين امر سنّت است نه واجب چنان كه اصحاب ظاهر گفتند ، تا چگونه مىبايد گفتن ؛ بعضى گفتهاند : استعيذ باللّه السميع العليم من الشيطان - الرجيم موافقت لفظ كتاب را ، و اخبار برين آمده است كه : اعوذ باللّه من الشيطان - الرجيم ، معنى آنست كه پناه با خداى مىدهم از ديو مطرود مردود ملعون ، شيطانش از بهر آن خواند كه از خير و رحمت خداى دور است ، و رجيمش از بهر اين كه سنگسار كردهء لعنت خداى است ؛ و انّ عليك لعنتى الى يوم الدّين ، و انداختهء تير شهاب است ؛ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ ؛ شهاب ستارهايست كه در آسمان كشيده مىشود و
--> ( 1 ) - - در تفسير ابو الفتوح « قطع » چاپ شده ( ج 1 ، ص 10 چاپ اول ) و گويا منشأ توهم ملاحظهء عبارت ابو الفتوح ( ره ) است در اول تفسير خود ( ج 1 ، ص 1 ) : « و نيز بايد تا متقن بود علم اصول را تا اقوالى كه قادح بود در اصول بشناسد » و با اندك تدبر وجه فساد اين توهم معلوم مىشود .